بهترین جمله دنیا - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 4:37
[unable to retrieve full-text content]خوش به حال من که میمیرم برایتxa0 اینهمه.... #رضا_نیکوکار
بازیگر بازنده - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 4:37
از فردا میخواهم نقش بازی کنممثلا دوستت ندارممثلا یادم نمیاید تورامثلا نمیشناسمتمثلا دلم برایت تنگ نمیشودمثلا برایم مهم نیست با چه کسی خوشبخت میشویمثلا برایم مهم نیست حالت خوب است یا نهمثلا حرف ناگفته ای بینمان نبودمثلا همه چیز تمام شدهو من زیر درخت گیلاس نشسته ام و به صدای جیک جیک آزار دهنده گنجشک ه
حال نامعلوم - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 4:37
زشت نباشه یه وقت اینقدر حالم خوبهبر نخوره به روزگار بخواد حالمو بگیرهعین بقیه ادما که شروع نشد حال خوبمکاش،عین بقیه ادما ادامه پیدا کنه...اگرم نشد که خدایا بازم ممنون
اسم شعرو نمیدونم! - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 4:37
لطفا ناگهانی رخ بده، غافلگیرم کن، لحظهای اتفاق بیفت که اصلا فکرش را هم نکنم !آنجا که حتی صورتت را هم از یاد برده باشم. اصلا تو هر موقع هم که بیایی، هرگذشتهای هم که داشته باشی، با ارزشی… درست مثل پیدا کردن پول مچاله شده، بعد از سالها در جیب لباسم! #علی_قاضی_نظام
غروب های نامرد - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 4:37
[unable to retrieve full-text content]این غروب ها اصلا هیچی حالیشان نمیشود اینقدر گرفتن که نمیفهمن خب شاید کسی دلش تنگ شود...
بغض قشنگ - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 4:37
[unable to retrieve full-text content]روزی می رسد که هست اما نیست آنقدر دلتنگش می شویxa0 که از خودت می پرسیxa0 من پیش از او زنده بودم؟ جوابی نیست جز یک بغض قشنگ
یه کتاب یه زندگی - تاریخ: 1395/10/3 ساعت: 6:05
اولین بار که تو قفسه کتابا دیدمش داشتم دنبال یه کتاب حجیم و عجیب و غریب میگشتم اما تا عنوانشو خوندم جذبش شدم بغض کرده بودم و اشک تو چشام جمع شده بودباورم نمیشد با خوندن عنوان یه کتاب اینقدر نابود بشمبعد از کتاب 100 سال تنهایی این دومین کتابی بود که عاشق عنوانش شده بودمیه جمله ساده بوداما یه غم وحشتن...
خدا خواست - تاریخ: 1395/10/3 ساعت: 6:05
شاید خدا خواست خیلی خوشگل نباشمتو دل برو نباشمصدای نازک و جذاب نداشته باشمقد رعنا و چشمای آبی نداشته باشمدماغ خوش فرم نداشته باشملبای قلوه ای نداشته باشمشاید خدا خواست سرخوش و بی کله باشمصدای خنده م قشنگ نباشهاداهام دخترونه نباشهفراموشکار و بی حواس باشمبازیگوش و دنبال سوژه باشمقیافه م مغرور به نظر ب...
تولد بی لبخند - تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 1:56
طبق دستور بابا امشب مدام داشتم میدوویدم دنبال اینکه یه هدیه واسه تولد مامانم بگیرم تو فاصله ای که من داشتم واسه تولد آماده میشدم بابام داشت اعلامیه اولین سالگرد برادرشو آماده میکرد رفتم مغازه بابا از هدیه های من قشنگتر هدیه بابام واسه داداشش بود انگار یه روز خنک بهاری عمو لباسای شسته و رفته و اتو شد...
یه دختر دیگه بودم! - تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 1:56
دلم میخواست دختر کم حرفی بودم یه گوشه مینشستم نگاه میکردم فقط لبخند میزدم صدای خنده هم را کسی نمیشنید ازین دخترهای ساده و خانوم ازینهایی که خیلی محجوبند و با حیا ازینهایی که سرشان پایین است و لپ هاشون سرخ ازینایی که اصلا نمیدانند نت چیست! دغدغه شان آشپزی و خیاطی و گلدوزیست ازینهایی که منتظر شوهر نیس...
چرا؟ - تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 1:56
امروز که سوار واحد بودم و از پنجره به آدما نگاه میکردم سوالای بی جوابمو مرور میکردمیکی از اونا واقعا منو به خنده انداخت ولی جالب اینجا بود که هنوز هم سوال و هم جواب احتمالیش ناراحتم میکرد!!سوال این بودچرا وقتی 6 سالم بود دختر جوونی که صندلی عقب پیکان نشسته بود واسم زبون دراورد و بعدم روشو برگردوند؟ا...
چیزی شبیه معجزه - تاریخ: 1395/9/2 ساعت: 5:04
تصور کنید استاد پیام داده باشه هفته بعدی باید تو مدرسه تدریس داشته باشید و شما با کوه باری غم مواجه باشید که من چجور میتونم معلم باشم برم بگم چی وقتی خودم قبول ندارم معلمم!بعد همون شب یه نفر تو تلگرام استیکر سلام بفرستهxa0بعد چند دقیقه یه عکس واستون ارسال میشه شما دانلودش میکنید و یه آشنا میبینید یه...
ادمایی با دنیا کوچیک - تاریخ: 1395/9/2 ساعت: 5:04
آدمی که صبح از که چشمامو باز میکنم شروع به تمسخر و انتقاد میکنههمیشه ناراحتم میکرداما جدیدا خوشحالم میکنهچون دیگه حرفای مرخرفش راجع به خودم فقط منو به خنده میندازهو باعث میشه بفهمم آدمای حقیری هستن که دلشون میخواد با مسخره کردن من شخصیت خودشونو بالا ببره یا بگن من بهترم بدون توجه به اینکه فقط مایه ت...
موقت - تاریخ: 1395/9/2 ساعت: 5:04
بچه ها توروخدا دعام کنید فردا تدریس دارم اگه خوب پیش بره خیلی چیزا عوض میشه واسم خدایا خودتم توروخدا کمک کن
سکوت من شاید از حماقت است! - تاریخ: 1395/9/2 ساعت: 5:04
گاهی وقت ها نوشتن هم شهامت میخوادچیزی که شدید بهش احتیاج دارمیه حرفایی بزنم تموم بشه و خلاص خودمو راحت کنماما حتی راحت شدنم شهامت میخوادفقط میدونم شدیدا دلم یه خواب راحت میخواد...همین
یه مامانی دیگه نیست - تاریخ: 1395/9/2 ساعت: 5:04
حسابی در هم برهم شدهنشریه فقط تا فردا مهلت دادهمریم پیام داده واسه نشریه یه متن طنز دیگه هم بنویسم بفرستم واسشپیام اومد یه مامانی فوت شدههمون مامانی که معلم دوست داشتنی عربیمون میگفت افتخارش اینه که ناخوناشو کوتاه میکنه میدونید من این معلم عربیمونو خیلی دوست داشتماز عربی بدم میومد اینقدر این معلمو د...
آخر معلم شدم - تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 10:18
متن زیر خیلی زیادهxa0 من خودم اگه بودم شاید نمیخوندم! ولی یه هفته ای هست دلم میخواد تو وب بذارمش خلاصه اینکه اگه تا ته نخوندین هم باز دمتون گرم ________________________________ بچه که بودم میخواستم مهندس نفت بشوممدام خود را با کلاه زرد مهندسی و یک تخته شاسی که روی آن برگه های محاسباتی نصب شده بود و ...
چه خبر؟ - تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 10:18
چند وقتی هست سراغی از تو نگرفتم هر روز چند بار به نیت تو سلامی میکنم ها اما این اسمش احوال پرسی نیست خوبی؟ از بالای ابر ها چه خبر؟ از زمین که خودت با خبری به شدت دلگیر شده سوالات بی جواب زیاد شده فلسفه خیلی چیز ها را دیگر نمیدانیم خدایا یادت هست چند وقت پیش پرسیدم اصلا من را میبینی یا نه؟ یادت هست پ...
نخود سیاه - تاریخ: 1395/8/13 ساعت: 17:57
دوستم گفت قراره به زودی ازدواج کنهاینقدر واسش خوشحال شدم نزدیک بود سکته کنمخوشحال شدم به کسی که همیشه بهش فکر کرده میرسهخوشحال شدم که خوشحالهاما یهو تو دلم خالی شدیادم میاد بهترین دوستم که عاشق شد من از زندگیش آروم آروم حذف شدمالانم ذره ذره از زندگی تک تکشون حذف میشمو باز تنها می مونمیکی از دلایلی ک...
اگه کمرنگ بودم - تاریخ: 1395/8/13 ساعت: 17:57
تاحالا شده دقیق به چهرتون نگاه کنیدتفسیرش کنیدتحلیلش کنیدنه برای اینکه بفهمید قشنگید یا زشتفقط واسه اینکه ببینید کی هستیناگه بگن یه توضیح از صورتت بگو چی میگی؟من بعد اینهمه وقت زندگی و تو آیینه نگاه کردن تنها چیزی که از تصویرم به خاطر دارم اینه که پر رنگم!!خیلی پررنگمثلا زیادی موهام مشکیهزیادی ابروه...