
در ادامه، هر آنچه باید درباره «اوج خوشبختی» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. طراح قالب یه چند وقت دیگه شاید دلیل خوشبختیمو واستون گفتمفقط خدایا شکرتهمیشه هوامو داشتی الان بیشترممنونو کلی حرف نگفته که خودت میدونی_______________طاعات و عباداتتون قبول حق و شدیدا التماس دعا...
ادامه مطلب
پارازیییییییت در ادامه، هر آنچه باید درباره «پارازیییییییت» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. به اینه نگاه میکنم به موهای فر فری لجوجی که همیشه به زور اتوی مو منظم و مرتب میشن و آروم میگیرن خانوم میشن معقول میشن پسندیده میشن عین موهای مردم میشن... اره حتی این هم جزئی از شخصیت سانسور شده این روزهامه......
ادامه مطلب
شاید خدا خواست خیلی خوشگل نباشمتو دل برو نباشمصدای نازک و جذاب نداشته باشمقد رعنا و چشمای آبی نداشته باشمدماغ خوش فرم نداشته باشملبای قلوه ای نداشته باشمشاید خدا خواست سرخوش و بی کله باشمصدای خنده م قشنگ نباشهاداهام دخترونه نباشهفراموشکار و بی حواس باشمبازیگوش و دنبال سوژه باشمقیافه م مغرور به نظر برسهشاید خدا خواست درحالی که گفته بودن تیر بدنیا میام خرداد 73 بدنیا اومدم شاید خدا خواست موقع سونوگرافی پشت به دوربین بشینم تا هیچکس نفهمه دخترمشاید خدا خواست بچه اول یه خانواده فرهنگی باشمخودمم بعدها معلم بشمیزد قبول بشماینهمه دور بشمشاید خدا خواست با همه اینها تصوراتمو محدود کنمبه یه دایره ای که خیلیا توش نیستنتصوراتما میگما نه حتی واقعیتبدون واسه تصوراتمم حد و حدود گذاشتمکه تو توش نباشیبدون من ...
ادامه مطلب
طبق دستور بابا امشب مدام داشتم میدوویدم دنبال اینکه یه هدیه واسه تولد مامانم بگیرم تو فاصله ای که من داشتم واسه تولد آماده میشدم بابام داشت اعلامیه اولین سالگرد برادرشو آماده میکرد رفتم مغازه بابا از هدیه های من قشنگتر هدیه بابام واسه داداشش بود انگار یه روز خنک بهاری عمو لباسای شسته و رفته و اتو شدشو پوشیده رفته عکاسی گفته به عکس بگیرید اگه بعدا نبودم بقیه ببینن و دلشون بیشتر واسم تنگ بشه انگار گفته بود یه جوری بگیرید که مهربونیم توش بیافته که مظلوم بودنم توش بیافته دم عکاسش گرم همه نکاتو رعایت کرده بود تو این فکرا بودم که بابام گفت بریم کیک بخریم امشب هیچکس نمیخندید حتی خود مامان یه لبخندای زوری رو لبامون بود اینا همش بخاطر تولد یکسالگی عموم بود ...
ادامه مطلب
تولدتهمن اینجا چیکار میکنم؟؟امام مهربونیای ضامن آهوغزاله یعنی بچه آهوضمانت این آهوی حقیرم بکنچند وقت پیش که لیاقت پابوسیتو داشتم فهمیدم حاجت فقط تویی فقط تو ...
ادامه مطلب