خط خطی های ذهن یک دیوانه

متن مرتبط با «بهترین شعرهایی ک خواندم» در سایت خط خطی های ذهن یک دیوانه نوشته شده است

اوج خوشبختی در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، هر آنچه باید درباره «اوج خوشبختی» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. طراح قالب یه چند وقت دیگه شاید دلیل خوشبختیمو واستون گفتمفقط خدایا شکرتهمیشه هوامو داشتی الان بیشترممنونو کلی حرف نگفته که خودت میدونی_______________طاعات و عباداتتون قبول حق و شدیدا التماس دعا...

    ادامه مطلب
  • پارازیییییییت در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    پارازیییییییت در ادامه، هر آنچه باید درباره «پارازیییییییت» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. به اینه نگاه میکنم به موهای فر فری لجوجی که همیشه به زور اتوی مو منظم و مرتب میشن و آروم میگیرن خانوم میشن معقول میشن پسندیده میشن عین موهای مردم میشن... اره حتی این هم جزئی از شخصیت سانسور شده این روزهامه‌......

    ادامه مطلب
  • بابد یاد بگیرم؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    بابد یاد بگیرم اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «بابد یاد بگیرم» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. باید یاد بگیرم توقعم را از دوست داشتنی ترین ادم های زندگیم پایین بیارم نه بخاطر اون ها بخاطر خودم تا اینهمه نشکنم تا از درد قلب بی خواب نشم تا نرسم به جایی که دیگه دوستشون نداشته باشم......

    ادامه مطلب
  • بهترین جمله دنیا

  • نیلوبلاگ

    خوش به حال من که میمیرم برایت اینهمه.... #رضا_نیکوکار...

    ادامه مطلب
  • یه کتاب یه زندگی

  • نیلوبلاگ

    اولین بار که تو قفسه کتابا دیدمش داشتم دنبال یه کتاب حجیم و عجیب و غریب میگشتم اما تا عنوانشو خوندم جذبش شدم بغض کرده بودم و اشک تو چشام جمع شده بودباورم نمیشد با خوندن عنوان یه کتاب اینقدر نابود بشمبعد از کتاب 100 سال تنهایی این دومین کتابی بود که عاشق عنوانش شده بودمیه جمله ساده بوداما یه غم وحشتناک توش بودمطمئن بودم ازون کتابای آیکی نیس که تهش معجزه بشه و همه چیز عوض بشهقرار نبود هندی تموم بشهاسمش بود"دوستش داشتم"داستانش دقیقا همونی بود که حسش کرده بودماز زنی میگفت که شوهرش یه روز ترکش میکنه چون عاشق زن دیگه ای شده و اون زن با بچه هاش تنها شده و هنوز داره به کسی فکر میکنه که دوستش داشت اما اون ...زنی که دنبال جوابه تا بدونه چرا دوستش داشت اما اون دیگه دوستش نداشتکتاب کم حجم و کوچیکی که بر...

    ادامه مطلب
  • ادمایی با دنیا کوچیک

  • نیلوبلاگ

    آدمی که صبح از که چشمامو باز میکنم شروع به تمسخر و انتقاد میکنههمیشه ناراحتم میکرداما جدیدا خوشحالم میکنهچون دیگه حرفای مرخرفش راجع به خودم فقط منو به خنده میندازهو باعث میشه بفهمم آدمای حقیری هستن که دلشون میخواد با مسخره کردن من شخصیت خودشونو بالا ببره یا بگن من بهترم بدون توجه به اینکه فقط مایه تمسخر بقیه میشن و همه از اونا به عنوان آدمی با آداب معاشرت زیر خط فقر یاد میکننآدمایی که دنیاشون کوچیکه و باید بحالشون دلسوزی کردگرچه من سعی میکنم همین نقصایی که ایشون میفرمایند رو بررسی کنم اگر خدادادی نبود تغییرش بدمو واسه اینهمه دقتش تو زندگیم ازش متشکرمممنونم که هر روز اینهمه راجع به من فکر میکنهممنونم واسه اینکه کمکم کرده شخصیت محکم تری پیدا کنم و دیگه دلم نشکنه با این حرفاشممنون که خودشو با م...

    ادامه مطلب
  • سکوت من شاید از حماقت است!

  • نیلوبلاگ

    گاهی وقت ها نوشتن هم شهامت میخوادچیزی که شدید بهش احتیاج دارمیه حرفایی بزنم تموم بشه و خلاص خودمو راحت کنماما حتی راحت شدنم شهامت میخوادفقط میدونم شدیدا دلم یه خواب راحت میخواد...همین...

    ادامه مطلب
  • اگه کمرنگ بودم

  • نیلوبلاگ

    تاحالا شده دقیق به چهرتون نگاه کنیدتفسیرش کنیدتحلیلش کنیدنه برای اینکه بفهمید قشنگید یا زشتفقط واسه اینکه ببینید کی هستیناگه بگن یه توضیح از صورتت بگو چی میگی؟من بعد اینهمه وقت زندگی و تو آیینه نگاه کردن تنها چیزی که از تصویرم به خاطر دارم اینه که پر رنگم!!خیلی پررنگمثلا زیادی موهام مشکیهزیادی ابروهام تیره سزیادی قاب عینکم بزرگ و سیاههواسه اینه که همیشه میگم زیادی پر رنگمتنها دلخوشیم کمرنگی مردمک چشمامهفک کنم آدمای کمرنگ خوشحال ترننمیدونم چرا ولی حس میکنم اینقدر پررنگ نیستن که تو چشم باشنآدمای کمرنگ خیلی زندگیشون متفاوتهشاید فک کنید نیست ولی ب...

    ادامه مطلب
  • کاش نویسنده بودم

  • نیلوبلاگ

    کاش نویسنده بودمنویسنده کتابی نه چندان معروفکتابی که به گوش کسی آشنا باشدکتابی که pdf اش به دل ننشیند و بخواهند برای خریدش به کتابخانه ها بروند و بپرسند و بگردندکتابی ارزان که وقت خواندن ارزش مالی و متنی را باهم مقایسه نکنندکتابی که یک بار بخرند 30 بار قرض بدهندکتابی که هدیه ای شود برای کسی که دوستش دارندکتابی که با خواندنش حس زندگی کنندکتابی که خودشان قهرمان شوندکتابی که خودشان بجنگندخودشان در کنار آدم های داستان زندگی کنندخود را به جای تک تک آنها بگذارند و به جرات نگویند کار چه کسی اشتباه و کار چه کسی درست استدنبال تهییه لیست آدم خوبها وآدم بدها نب...

    ادامه مطلب
  • خب به درک

  • نیلوبلاگ

    زندگی خیلی خیلی خوش میگذره اگه فقط جدیش نگیریم! مثلا امروز که از کلاس آزمایشگاه که دانشگاه یزد برگزار میشد جا موندم حرص میخوردم روزم عین زهر مار میشد ولی اینقدر بی تفاوت بودم که همه کفشون بریده بود که این خودمم یا نه! چون خوشحال بودم یک ساعت بیشتر از بقیه خوابیدم هم به آزمایش رسیدم هم کارمو از بقیه بهتر انجام دادم هم خیلی خوش گذشت کلی خندیدم!! تیکه های شدید استاد هم حالمو نگرفت حتی!! خلاصه اینکه کاش همیشه عین امروز واسه زندگی حرص نمیخوردم و از جمله خب به درک بیشتر استفاده میکردم چون به قول کافه پیانو زندگی خیلی بهم وقت نمیده که بخوام حرصشو بخورم...

    ادامه مطلب
  • قاب عکس خالی

  • نیلوبلاگ

    نمیدونی بعد رفتنت چی شد حتی آسمون ابری شد میدونم بر نمیگردی ولی خب ای کاش میشد بعد تو دیگه حال من غم و اضطرابه نبودی که ببینی چقد حالم خرابه ______ سیروان لعنتی چرا اینقدر خوب میخونی ؟ها؟ این آهنگش محشره عین قبلیا...

    ادامه مطلب
  • حجم عمیق بیکاری

  • نیلوبلاگ

    بالا و پایین کردن اینستا نگرانم میکنهاین عمق فاجعه رو نشون میدهرفرش مجدد یعنی شلیک به زندگی حقیقییعنی هیچکس منتظرم نیستیعنی هیچ هدفی حتی برای زمان استراحتم ندارمکاش دیوانگی های و بی پروایی های طول روزم شبها تنهام نمیذاشتنشب ها دوست داشتنی ترین لحظات ناب تنهایی یه وقتایی کابوس میشه و مصیبت ...

    ادامه مطلب
  • بهترین شعر

  • نیلوبلاگ

    همیشه خواهرمو واسه شعر گفتنش مسخره کردم ولی حالا میفهمم که وقتی که داغونی یه شعر چقدر میتونه باهات همدردی کنه و آرومت کنه کاش من هم شاعر بودم شاعر بودن لیاقت میخواد اینو دیر فهمیدم ____________________ از دست عزیزان چه بگویم ؟ گله ای نیست گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم هر لحظه جز این دست ، مرا مشغله ای نیست دیری ست کهاز خانه خرابان جهانم برسقف فروریخته ام چلچله ای نیست در حسرت دیدار تو ،آواره ترینم هر چند که تامنزل تو فاصله ای نیست بگذشته ام از خویش... ولی از تو گذشتن مرزی ست که مشکل تر از آن مرحله ای نیست سرگشته ترین کشت...

    ادامه مطلب
  • تولدت مبارک

  • نیلوبلاگ

    تولدتهمن اینجا چیکار میکنم؟؟امام مهربونیای ضامن آهوغزاله یعنی بچه آهوضمانت این آهوی حقیرم بکنچند وقت پیش که لیاقت پابوسیتو داشتم فهمیدم حاجت فقط تویی فقط تو ...

    ادامه مطلب
  • تمام طول سفر یک چمدان بستن بود

  • نیلوبلاگ

    "کاش به جای دلم ،گلویم تنگ میشد ؛نفسم بالا نمی آمد و تمام" از جملات دلچسب رمان اسطوره حس الانم. .. ...

    ادامه مطلب